سپس مولای ما هابیل غایب شد و به صورت شیث ظاهر گردید، و جبرئیل به همان حال، باب همراه مولای ما شیث -عَزَّ عَزُّهُ- بود، و شیث علیّ -عَزَّ عَزُّهُ- بود. سپس جبرئیل همراه آنوش و قَینان و مَهْلائیل و یازَد بود و او جبرئیل سلام از او باد است.
سپس همراه ادریس -عَزَّ عَزُّهُ- به صورت یائیل بن فاتِن بن أنوش بن شیث بن آدم مِنْهُ السَّلامُ ظاهر شد، و بَربَط (نوعی ساز) و عبدالنور و تمام آوازها و طَنبور (نوعی ساز) و شطرنج و نرد را آشکار ساخت. پس مردم آنچه یائیل با آن آمده بود را بزرگ شمردند و آن را عجیب یافتند، زیرا چیزی از حکمت برایشان آشکار کرد که مانند آن را ندیده و نشناخته بودند، پس دچارآزمایش شدند و نزد ادریس -عَزَّ عَزُّهُ- آمدند و به او گفتند: ای پیامبر و رسول خدا، بسیاری از مردم دربارۀ صاحب تو یائیل بن فاتن ادعای پروردگاری کردهاند به خاطر آنچه از ابزار لهو و عبدالنور که با آن دچار فتنه شدهاند، در میانشان آشکار کرده است.
پس ادریس -عَزَّ عَزُّهُ- به آنان گفت: او باب من است که از طریق او به من داده میشود، و آنچه برای شما آشکار میسازد،اصل و مبنایش از نزد من است و به فرمان من آن را پدید آورده است، و آنچه یائیل از من دانسته است، مادّهاش ازعلی ومعبود من است که به من چنین امر کرده است. پس عارفان به او اقرار کردند و به او ایمان آوردند، و جاهلان به او کفر ورزیدند و از او روی گرداندند.




