[۳۷۷] وَرُوِيَ أَنَّ أَفْلَاطُونَ الْأَكْبَرَ قَالَ لِمُوسَى -عَزَّ عَزُّهُ- : أَنْتَ الَّذِي تَزْعُمُ أَنَّ الْعِلَّةَ الْكُلِيَّةَ تُخَاطِبُكَ، فَأَخْبِرْنِي كَيْفَ كَانَ ذَلِكَ؟ فَأَقَامَ يَوْمَهُ أَجْمَعَ قَدْ تَغَشَّاهُ الْعَرَقُ وَلَمْ يُجِبْهُ ثُمَّ قَالَ: "صَفَا الصُفْوٌّ مِنِّي، فَقَابَلَ عُنْصُرَهُ فَخَاطَبَنِي بِمَا أَدَّاهُ إِلَيَّ عَنْهُ" فَسَلَّمَ إِلَيْهِ أَفْلَاطُونُ وَأَذْعَنَ لَهُ.وَنَعُودُ إِلَى ذِكْرِ الْحَوَارِيِّينَ الَّذِينَ هُمْ النُّقَبَاءُ الْإِثْنِي عَشَرَ فِي زَمَنِ السِيِّدِ الْمَسِيحِ -عَزَّ عَزُّهُ- .
و روایت شده است که افلاطون اکبر به موسی -عَزَّ عَزُّهُ- گفت: تو کسی هستی که گمان میبری مبدأ اصلی با تو سخن میگوید، پس مرا خبر ده که چگونه بود؟ پس تمام روزش را ماند در حالی که عرق او را پوشانده بود و به او پاسخ نداد. سپس گفت: نهایت پاکی از من پاکیزه شد، پس با عنصر او مقابله کرد، وعنصر با من سخن گفت به آنچه از جانب مبدا اصلی یا علت کلیه به من رسانید . پس افلاطون به او تسلیم کرد و اذعان کرد.و باز میگردیم به ذکر حواریون که ایشان نُقَباء دوازدهگانه در زمان سَیِّد مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- هستند.
[۳۷۸] وَقَدْ قَالَ الرَّسُولُ -عَزَّ عَزُّهُ- : "إِنَّ لِي حِوَارِيِّينِ كَحَوَارِيِي الْمَسِيحِ" -عَزَّ عَزُّهُ- دَلِيلٌ عَلَى أَنَّهُمْ هُمْ، وَقَدْ قَالَ: "وَاَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا أَقْبَلُ مِنَ الْأَعْمَالِ إِلَّا الْخَاصَّةَ".




