كشيد، پس دوباره روغن تراوش كرد بر همان صورتی كه اول بود؛ به همين دليل «مسيح» ناميده شد.
وَفِي ذَلِكَ وَجْهٌ آخَرُ: وَهُوَ إِنَّهُ مَسَحَ الْعَالَمَ الْعُلْوِيَّ وَالسُّفْلِيَّ، وَمِنْ أَحْسَنِ مَا وَرَدَ فِيهِ: أَنَّهُ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَفِيهِ مِسْحَةٌ مِنْهُ وَلَيْسَ فِيهِ مِسْحَةٌ إِلَّا مِنَ الرَّبِّ الْقَدِيمِ تَعَالَى مَنْ لَا يَشْبَهُهُ شَيْءٌ مِنْ مَخْلُوقَاتِهِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ.
و در نامگذاری مسیح وجه ديگری نيز هست: و آن اينكه او عالم علوی و سفلی را مسح وتطهير كرد؛ و از بهترين چيزهايی كه درباره او وارد شده، اين است كه: هيچ كس نيست جز اينكه در او اثر و بويی از مسيح هست، و درمسيح مسحهای نيست جز از پروردگار ازلی متعال، كسی كه هيچ چيزی از مخلوقاتش شبيه او نيست، و اوست العلی العظيم.
وَوَجْهٌ آخَرُ: وَهُوَ أَنَّهُ مَسَحَ الْعَالَمَ بِأَسْمَاءٍ وَصِفَاتٍ وَمَسَحَ نَفْسَهُ بِإِسْمٍ وَصِفَةٍ لِتَقَرُّبَ الصُّورَةُ مِنْ الصُّورَةِ، فَلِذَلِكَ سُمّيَ مَسِيحًا وَلَقَدْ مَرَّ -عَزَّ عَزُّهُ- بِرَجُلٍ مَصْلُوبٍ فَقَالَ: انِّي خَلَقْتُ الْعَالَمَ عَلَى صُورَةِ الرَبِّ تَعَالَى.
و وجهی ديگر: و آن اينكه او عالم را با اسماء و صفات مسح كرد، و خود را با اسم و صفتی مسح كرد تا صورت به صورت نزديک شود؛ به همين دليل «مسيح» ناميده شد.




