و در روایت گروهی از «اصحاب حدیث»: همانا کسی که «سید مسیح» عزعزهُ را نشان داد، «بولس» خوانده میشد، و او نیز از تجلیات نیروی مخالف است لَعَنَهُ اللَّهُ.
وعیسی، «مسیح» نامیده شد: زیرا دست خود را بر صورت و ریشش میکشید در حالی که سیاه بود، و آن سفید بازمیگشت؛ و آن را بر صورت و ریشش میکشید در حالی که سفید بود، و آن سیاه بازمیگشت. پس هر که او را جوان میدید، او همان بود، و هر که او را پیر میدید، او همان بود.
[۳۶۹] وَقَدْ سُئِلَ الْعَالِمُ -عَزَّ عَزُّهُ- عَنْ الْمَسِيحِ لِمَ سُمِّيَ مَسِيحَاً؟ قَالَ: "لِأَنَّ فِي كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ مِسْحَةٌ وَلَيْسَ فِيهِ مَسْحَةٌ مِنْ غَيْرِهِ فَلِذَلِكَ سُمّيَ مَسِيحًا".
و از امام عزعزه پرسیده شد که چرا مسیح، "مسیح" نامیده شد؟ گفت: «زیرا در هر چیزی از اواثر یا لمسی است و در او لمسی از غیر او نیست، بدین سبب "مسیح" نامیده شد.»
[۳۷۰] وَسُئِلَ أَيْضَاً عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: "لِأَنَّهُ لَاهُوتٌ تَامٌّ خَلَقَ نَاسُوتًا تَامًّا فَأَحْدَثَهُ، ثُمَّ مَسَحَ نَفْسَهُ بِالصُّورَةِ الَّتِي مَسَحَهُمْ بِهَا".
و همچنین از آن علت پرسیده شد، پس گفت: «زیرا او ذات الهی تامّی است که ذات بشری تامّی را آفرید و آن را پدید آورد، سپس خود را به همان صورتی که آنان را بدان "مسح" کرد ، "مسح" نمود.»




