اوست. و این بدان سبب است که صفراء و خواهرش صفیرَاء، دو دختر سید شعیب عزعِزّهُ، آن معجزه آشکار را از موسی مشاهده کردند.
و آنچه «اهل ظاهر» روایت کردهاند درباره سنگی که بر دهانه چاه بود: که آن را جز چهل مرد نمیتوانستند از جا بکنند، پس سید موسی -عَزَّ عَزُّهُ- با دست خود آن را از جا کند وگوسفندان را آب داد، سپس سنگ را بازگرداند. پس آن دو دختر در مورد او ادعای «مَعنَویّت» کردند. پس موسی -عَزَّ عَزُّهُ- این ادعا را از آن دو دریافت، پس گفت: ﴿پروردگارا! همانا من به هر خیری که به سویم نازل کنی، نیازمندم﴾ معنایش این است: من آن معبود نیستم، بلکه «معنی» غیر از من است، اوست که مرا پدید آورد و هستی بخشید و من نیازمند به او هستم.
و هر «ظل» در کتاب الله تعالی ستوده است، مگر گفتار او: ﴿بروید به سوی سایهای سه شاخه ❁ نه سایهبخش است و نه از سوزش شعله باز میدارد﴾. پس این «ظل» نکوهیده است و آن شخصِ دومی است لَعَنَهُ اللَّهُ. و سایهای دیگر: و آن گفتار خداوند تعالی در سوره واقعه است: ﴿و سایهای از دود سیاه ❁ نه سرد و نه خوش ❁ آنان پیش از این در ناز و نعمت بودند ❁ و بر گناه بزرگ پافشاری میکردند ❁ و میگفتند: آیا چون مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا واقعاً برانگیخته میشویم؟ ❁ یا پدران نخستین ما؟﴾. و آن نیز در جهت نکوهش اصحاب شمال است.




