پس سید نوح که عزتش والاست به او آن سخنی را گفت که قرآن مجید آن را بیان نمود و از آن خبر داد به این قولش: ﴿و آن کشتی آنان را در موجی کوهآسا میبُرد، و نوح پسرش را که در کناری بود ندا داد: ای پسرکم، با ما سوار شو و با کافران مباش ❁ گفت: به زودی به کوهی پناه میبرم که مرا از آب حفظ کند. گفت: امروز هیچ حفظکنندهای از امر خدا نیست مگر کسی که خدا رحم کند. و موج میان آن دو حائل شد و او از غرقشدگان گشت﴾.
پس کوهی که به آن اشاره کرد، همان ابوبکر است. و معنای "غرق": همان غرق شدن در گناهان و زشتیها و فتنهها است. و همانا یافث به سوی "اولی" پناه برد، پس او را فریب داد. نوح گفت: ﴿و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا، همانا پسرم از اهل من است، و همانا وعدهی تو حق است و تو احکم الحاکمین هستی ❁ فرمود: ای نوح، همانا او از اهل تو نیست؛ همانا او عملی غیر صالح است. پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه. همانا من تو را موعظه میکنم که از جاهلان نباشی﴾.
و عملی که همان عمل اوست، همان مخالفت او با نوح و پناه بردنش به کوه و او همان دشمن است میباشد. و روایت شده که "ضدّ" در زمان نوح به صورت "دَرْمَثیل" ظاهر بود. و هر جا در کتاب خدا پادشاهی گمراه یا افترازننده یافتی، پس او ابوبکر است، و وزیر او همان عمر است لعنهما الله.




