روایت کنم. مولای من قدس الله روحه - و او شیخ من ابوالفتح محمد بن الحسن بغدادی است – فرمود:
بدان ای فرزندم، خداوند تو را از همنشینی با ذکر بهرهمند سازد و از فرود آمدن غفلت و انکار نجاتت دهد و تو را از کسانی قرار دهد که شنیدند و فراگرفتند ، و نگریستند و به حقیقت رسیدند، و دانستند و از خطا باز ایستادند. و تو را در دینش دچارآزمون سخت نسازد، و به تو عطا کند همچون کسی که قلبش را به نور یقینش منور ساخته است. همانا او شنوا و نزدیک است.
همانا آدم که عزتش والاست همان سید محمد، "اسم اعظم" و "حجاب اکرم" است. و او محمد خالص است، زیرا او نخستین ظهور از ظهورات نُهگانهی ذاتیِ منسوب به اسم است. و همانا حواء همان خدیجة بنت خویلد است. و "معنی" که عزتش والاست نخستین ظهورش در این دوره آدم به ذات و حقیقت خویش بود، او هابیل بن آدم که عزتش والاست بود. و «غیبت» را به دست برادرش قابیل آشکار ساخت. بزرگ است آنکه غایب نمیشود و زایل نمیگردد و تغییر نمیپذیرد و دگرگون نمیشود، و از ادراک خردمندان برتر است.
و همانا "باب" که تسلیم بر او باد در آن دوره جبرائیل بود، به صورتی نورانی و پنهان همراه آدم. و همچنان بود تا ظهور ادریس که عزتش والاست. ودشمن به صورت سه




