تمام شد جوابی که از شیخ خود قدسه الله آوردم. و ابوالحسن رائق بن الخضر الغسانی رضی الله عنه برایم سرود:
منزه است پدیدآورندهی صفاتش به عنوان نوظهور که بر پدیدآورندهای فاعل برای آنها دلالت کرد.
زیرا صفتِ شیء، غیرِ آن شیء است و همچنین هر "مُسَمّی" یا نامیده شدهای در نهایت جز اوست.
او معنی از وصف و صفات برتر است، پس درک نمیشود مگر به وسیلهی علم، از جانب عاقل.
از آنِ او تعالی بهترینِ نامهاست که بدانها خوانده میشود، و او "واحدی" کامل است.
و اوست پدیدآورنده، و پیش از او احدی نبود که او را خواننده یا گوینده باشد.
حروف لفظی که از او بر مصادیقِ آنها واقع شدند، بخششی است از جانب بخشنده.
و هر حرفی پدیده است و بر وجود پدیدآورندهای برای معنای وقوعش، فاعل است.
اینچنین صفات از او بر اشخاص نوری واقع شدند که جامع و شامل آنها بود.
ذات و چشم و زبان همراه پهلو، آری، و دو دست برای بخشنده است.
آنگاه که یهود هنگام کفرشان، از روی جهل خدا را به بخیل بودن نسبت دادند که گفتند دست خدا بسته است.




