و پدرم و شیخم رضی الله عنه برایم حدیث کرد از شیخ خود، گفت: شیخ من ابواسحاق ابراهیم رفاعی برایم حدیث کرد، گفت: در محضر سید ما ابیعبدالله الحسین الخصیبی شرف الله مقامه بودم. پس ابوعبدالله الحسین بن احمد بن هارون از او دربارهی "اسم" که عزتش والاست پرسید؟
پس شیخ ما ابوعبدالله خصیبی به او فرمود: «ای اباعبدالله، از او پدیدار شد و به او بازمیگردد».
پس ابن هارون به او گفت: ای سید من، او از او پدیدار شد، پس چگونه به او بازمیگردد؟
پس شیخ نور الله شخصه خواند: ﴿تا آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید، آن را چنین یافت که در چشمهای گِلآلود یا داغ غروب میکند و نزد آن قومی را یافت. گفتیم: ای ذوالقرنین، یا عذاب میکنی و یا در میان آنان روش نیکویی پیش میگیری﴾.
سپس فرمود: «ای پسر هارون، هنگامی که "باب" به غیبت امام یازدهم رسید، امام یازدهم را یافت که در "معنی" که عزتش والاست غروب میکند. زیرا معنی همان ذات اوست که از آن پدیدار شد و در آن غروب میکند. و معنی اصل اسم و قدیم او و تقدیرکنندهی او و ظاهرکنندهی اوست».




