پس به او گفته شد: پس اگر تغییری برای او حاصل میشد و آنان را از وجود به عدم بازمیگرداند، به چه چیزی بازمیگشتند؟
فرمود: «آنان به عناصر خود که از آن پدیدارشان ساخته بود بازمیگشتند، هر یک از آنان به عنصر خود بازمیگردد».
گفته شد: پس اگر او نابودی عناصر را بخواهد، آیا متلاشی نمیشدند همانگونه که از ناچیز پدیدار شدند؟ فرمود: «آری». گفته شد: پس "اسم" به چه چیزی بازمیگشت؟ آیا او نیز متلاشی میشد همانگونه که عناصر متلاشی میشوند؟
فرمود: «پناه بر خدا، "اسم" به عنصر خود که از آن پدیدار شد بازمیگردد، و آن نور ذات است».
[۳۵۸] وَحَدَّثَنِي أَبِي وَشَيْخِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ شَيْخِهِ قَالَ: حَدَّثَنِي شَيْخِي أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ الرِّفَاعِيُّ قَالَ: كُنْتُ بِحَضْرَةِ سَيِّدِنَا أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ الْخَصِيبِيِّ شَرَّفَ اللَّهُ مَقَامَهُ فَسَأَلَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ هَارُونَ عَنْ الْإِسْمِ -عَزَّ عَزُّهُ- ؟ فَقَالَ لَهُ شَيْخُنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْخُصِيبِيِّ: يَا أَبا عَبْدِ اللَّهِ مِنْهُ بَدَا وَإِلَيْهِ يَعُودُ فَقَالَ لَهُ: يَا سِيدِي، فَهُوَ مِنْهُ بَدَا، فَكَيْفَ يَعُودُ إِلَيْهِ؟ فَقَرَأَ الشَّيْخُ نُوَّرَ اللَّهُ شَخْصَهُ: ﴿حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا﴾1




