و سید ابوالخطاب هنگامی که ندا داد و این سخن را گفت، "اسم" که عزتش والاست به واسطهی او ظاهر شده بود، و "معنی"، مولا جعفر که عزتش والاست بود، و "باب"، مفضل بن عمر جعفی که تسلیم بر او باد بود.
و بر تو واجب است که علم یقینیای را که بدان معتقد میشوی، بدانی، و آن حقیقت دین و رأی شیوخ متقدمین رضی الله عنهم است: همانا «ظهوراتِ» "معنی" که عزتش والاست همگی به واسطهی ذات خود او است، و همانا او اگرچه به مانند صورت "اسم" ظاهر شد، اما اهل حقیقت به علم یقین میدانند که او ظاهر نمیشود مگر به ذات خویش به صورت «أنزع بطین».
و جز این نیست که ظهور، در چشمان ناظران شکل گرفته است، بر اساس آنچه پیشتر ذکر کردیم، مبنی بر تفاوت منازل واندازه آنان در معرفت. زیرا نقص در بیننده است نه در دیدهشده.
پس «معرفت اتصال»: همان معرفت ظهور "معنی" به مانند صورت "اسم" است.
و «معرفت انفصال»: همان معرفت ظهور "معنی" به ذات حقیقیاش است.
و همانا او سبحانه از ذات و هستی خویش دگرگون نمیشود و زایل نمیشود، اگرچه آشکارا در هر «قبّه» یا جلوهگاه و ظهور و عصر و دوره ظاهر شود. او ظاهر نمیشود




