است، و "خورشید" یک شخص است، و "ماه" یک شخص است، و "روز" یک شخص است، و "شب" یک شخص است، و "ساعات" اشخاصاند، و "سال" یک شخص است، و "ماهها" اشخاصاند، وعالم هستی به تمامی اشخاص است؟
پس میگوییم: این سخن مورد اجماع اهل توحید است. پس برآن گوینده واجب است که بیان کند که این جدایی خود یک "شخص" است و غیر از "اسم" است. و او راهی به سوی اثبات آن نمییابد. زیرا اگر چنین میبود و من از آنچه گفتم از خدا آمرزش میطلبم هر آینه اسم و آن فرق قدیم میبودند، و چنین چیزی ممکن نیست و عقل آن را نمیپذیرد و روایت آن را برنمیتابد. برتر است آن علیّ احد از آنکه برای او مِثل یا شِبه یا نظیر یا همتایی باشد. منزه است او و بسیار برتر است از آنچه میگویند.
بلکه میگوییم: همانا "معنی" تعالی ذکره "اسم" را آنگونه که خواست، پدید آورد. پس اسم تماماً شنوایی است، تماماً بینایی است، تماماًصورت است، تماماً علم است، خانهی "معنی" و حجاب اوست. او را به کمالش نمیشناسد مگر مولایش که او را برپا داشت و ظاهر ساخت و امرِ فرمانروایی خود را به او تفویض کرد. پس اسم آن را تدبیر نمود و خلقش را پدید آورد، و چنان کرد که معنی امر فرموده بود.
و فلاسفه گفتند: همانا مادهی نخستین اصل هر چیز است. و آن نزد من:سید محمد است که همان "اسم عظیم" است، و او اصل اشیاء است، و "معنی" اصلِ او و قدیمِ اوست.




