و اگر بگوییم که میان "معنی" و "اسم" او جدایی یا فاصلهای است، هر آینه با پیشینیان مخالفت کردهایم و راهصواب را نپیمودهایم. به دلیل این سخن او عزوجل در کتاب مُنزلش که اهل ملل به آن بازمیگردند و به وسیلهی آن بر دشمنان خود یاری میجویند و از آن استدلال میکنند، و آن دربارهی کسی است که میان "اسم" و "معنی" جدایی میافکند، پس فرمود: ﴿همانا کسانی که به خدا و رسولانش کفر میورزند و میخواهند میان خدا و رسولانش جدایی افکنند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به برخی کفر میورزیم و میخواهند میان ایمان و کفر راهی برگزینند﴾.
و در آن کتاب این سخن او تعالی جده است: ﴿و محمد جز رسولی نیست که پیش از او نیز رسولانی گذشتهاند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمیگردید؟ و هر کس به عقب بازگردد، هرگز زیانی به خدا نمیرساند، و به زودی خداوند شاکران را پاداش خواهد داد﴾. یعنی: از نزد محمد رسولان آمدند و از جانب او سخن گفتند و او فرستندهی آنان در ادوار و اعصار است.پس اگر گویندهای بگوید: همانا میان "معنی" و "اسم"، جدایی است، پس لازم میآید که آن (فرق) یک موجود مستقل باشد، اگر گوینده موحّد باشد. زیرا میان اهل توحید اختلافی نیست که "معنی"معبودِ الهِ موجود، به صورت شخصی ظاهر شد، و همانا "اسم" خود را به صورت شخصی و "باب" خود را به صورت شخصی ظاهر ساخت. و همچنین است، پس همانا وقت یک شخص




