او از "میم" قدیمتر و به "معنی" نزدیکتر از او میبود، و این سخن جایز نیست و محال است. تبارک الله و مقدس است اسم او از این سخنان.
پس همانا "اسم"، همان قائم به نبوت و رسالت است، و او در ظاهر، واسطه است. و اما در باطن، او "اسم" و "حجاب" و "عرش" و "مکان" است. همانگونه که "معنی" تعالی، ظاهرش امامت و وصایت است، و باطنش غیبی است که درک نمیشود. لیکن امامت بهواسطهی سیدِ محمد در ردیف امامان قرار میگیرد، و "معنی" که به وصایت و امامت ظاهر شده، همان غیبِ درکنشدنیِ باطن است که دارای معنویت و ذات الهی است، و او شیء واحد و جوهر واحد و قائم به ذات خویش است، جزء بسیط و تجزیهناپذیر و منزه از صفات خویش است.
چنانکه اوکه قائلی والاست در وصف عارفان متقی خود فرمود: ﴿آنان که به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم انفاق میکنند﴾.
پس «غیب»: همان مولای ما «امیر نحل» است. و «ایمان به او»: همان معرفت توحید اوست و اینکه او غیبی است درکناشدنی. و اما برپاداشتن نماز: پس آن، معرفت محمد است و اینکه او به واسطهی حقیقتِ منزلتش نسبت به او، به "معنی" متصل است. و خداوند تعالی آنان را در جای دیگری از کتاب عزیزش به اقامهی نماز و دادن زکات وصف نموده است، و «زکات» همان: سلمان و معرفت منزلت اوست.




