وَقَدْ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ -عَزَّ عَزُّهُ- لَمْ يَرَ لَهُ فَيْءٌ فِي شَمْسٍ وَلَا فِي قَمَرٍ وَلَمْ يَرَ لَهُ نَجْوَى وَلَا بَوْلٌ وَلَمْ يَسْقُطْ عَلَيْهِ ذُبَابٌ وَلَا عَلَاهُ غُبَارٌ وَلَا تُثَاءَبْ وَلَا تُمْطَى وَكَانَ يَرَى مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَى مِنْ قُدَّامِهِ، وَكَانَتْ تُظِلُّهُ الْغَمَامَةُ مِنْ وَقْتِ ظُهُورِهِ إِلَى وَقْتِ غَيْبَتِهِ، وَأَخْبَرَ بِمَا فِي النُّفُوسِ وَأَعْلَمَ بِمَا كَانَ وَبِمَاهُوَ كَائِنٌ وَأَطْعَمَ الْكَثِيرَ مِنْ الْقَلِيلِ، وَسَقى الْكَثِيرَ مِنْ الْقَلِيلِ، وَقَطْعَ الْعُذْرَ، وَأَوْضَحَ السَّبِيلَ، وَبَايَنَ الْخَلْقَ فِي خَلْقِهِ وَخُلُقُهُ وَفِعْلِهِ وَقَوْلِهِ، وَبَينَّ ذَلِكَ لَهُمْ.
از مولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود:
«هر کس اِسم را بدون معنی بپرستد، همانا پدیدهای نو را پرستیده است. و هر کس اِسم و معنی را با هم بپرستد، همانا شرک ورزیده است. و هر کس معنی را بدون اِسم بپرستد یعنی عبادت را خالص برای معنی بداند، با عبادتش به حقیقتِ معبود دست یافته است.»
پس این از گفتار مولا روشن شد، که در آن برای کسی که خداوند او را توفیق دهد، کفایت و بینیازی است. و پیشتر این گفتار گذشت که اشاره ها بر اِسم واقع میشود، و نیز تسبیح و تقدیس و توجه به سوی او. اما «قصدِ» عبادت و حقیقتِ آن، برای معنی است.
زیرا «معنی» تحت هیچ شکلی درنمیآید و هیچ اشارهای بر او واقع نمیشود.




