و «عثمان بن مَظعون»،زدود با علم، شکها و شبههها را از آنان.
و «قنبر»، آنان را با علم بینیاز ساخت و به آنان نیکی نمود.
سپس «اِسم» پس از «ایتام»، «نُقَباء» را آفرید، سپس «نُجَباء» را، سپس «مُختَصّین» را، سپس «مُخلِصین» را، سپس «مُمتَحَنین» را. و اینان همان «عالَمِ عُلویِ نورانی» هستند که تعدادشان پنج هزار شخص است عَلَيْهِمُ السَلامُ.
پس این است گفتار من که آن را نقل کردم و از شیوخ خود خداوند از آنان راضی باد به آن معتقدم: که «باب»، آفرینشِ معرفت میکند، نه ایجاد از عدم.
و همچنین «ایتام»، آنان شاگردان «باب» هستند در خلق کردنشان که «خَلقِ عِلم» است نه «خَلقِ بِدایَة».
پس چون خَلقِ عالَمِ عُلوی تمام گشت، «معنی» تعالی به ذاتِ خود بر آنان تجلّی فرمود. پس او را مشاهده کردند و او آشکارا و حقیقتاً آنان را مخاطب ساخت، پس با او رو در رو سخن گفتند.
و آنان را به عبادت خود فراخواند، پس همگی آنان با طاعت او را اجابت کردند، و به ربوبیتِ او اقرار نمودند. بس برتر است خدا و نامش مقدس باد از آنچه ستمکاران و منکران میگویند.




