«ای هشام، همانا برای خداوند نود و نه نام است. پس اگر «اِسم» همان «مُسَمّی» میبود، هر آینه هر نامی از آنها معبودی میبود. ولیکن الله تعالی «معنی» حقیقتی است که این نامها بر او دلالت میکنند و همه آنها غیرِ او هستند.
ای هشام: «نان» نامِ خوردنی است، و «آب» نامِ نوشیدنی است، و «جامه» نامِ پوشیدنی است، و «آتش» نامِ سوزاننده است. آیا فهمیدی ای هشام؟»
پس این است آنچه با آن دشمن خود را دفع میکنیم و با دشمنانِ بیدین خود که با خداوند، معبود دیگری برگزیدهاند، مبارزه مینماییم.
[۳۳۲] وَحَدَّثَنِي شَيْخِي أَبُو الْفَتْحِ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ النُّعْمَانِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ الشَّيْخَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ بْنَ حَمْدَانَ الْخَصِيبِيَّ نَضَرَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَنْ الْعِبَادَةِ؟ فَقَالَ: الْعِبَادَةُ لِلْمَعْنَى وَالسُّجُودُ لِلْإِسْمِ فَقُلْتُ: هَذِهِ شَرِكَةٌ فِي الْعِبَادَةِ فَقَالَ: أَعُوذُ بِاَللَّهِ مِنْ الشِّرْكِ أَوْ أَنْ أَجْعَلَ لِلْمَعْنَى شَرِيكاً أَوْ نَظِيراً، إِنَّ الْمَعْنَى -عَزَّ عَزُّهُ- شَرَفُ إِسْمِهُ وَكَرَمِهُ إِذْ جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْعَالَمِ يَسْجُدُونَ إِلَيْهِ وَالْعِبَادَةُ لِلْمَعْنَى -عَزَّ وَجَلَّ- سُبْحَانَهُ.
و شیخ من ابوالفتح محمد بن الحسن البغدادی برایم حدیث کرد، گفت: ابوعبدالله محمد بن ابراهیم النُعمانی برایم حدیث کرد، گفت: از شیخ ابوعبدالله الحسین بن حمدان الخصیبی خداوند سیمایش را نورانی و شاداب گرداند درباره «عبادت» پرسیدم؟ پس




