اما بعد: چه بسا کسی که بر این رساله ما واقف گردد، شاید این گفتار ما درباره سیّد «محمد» -عَزَّ عَزُّهُ- که او «عابد» است نه «معبود»، برایش شبههانگیز شود و در این سخن از ما نپذیرد. و ما به حمدالله از راهِ توحیدِ مقصود مورد نظر خارج نشدهایم و در این باره جز آنچه سَیِّدِ ما و فقیه ما ابوعبدالله خصیبی خداوند سیمایش را یاری کند در رسالهاش گفته است، نگفتهایم؛ و آن گفتار او در فصلی از آن رساله است:
«پس اگر گویندهای به ما بگوید: دلیل بر اینکه علی همان «معنیِ معبود» (حقیقتِ پرستش شده) است چیست؟ آن را ازقرآن برای ما بیان کن، همانگونه که بیان کردی محمد بنده، رسول و نبیِ او از کتاب الله تعالی است؟ به او میگوییم: آن را از کتاب برای تو بیان میکنیم و آن، این گفتار خداوند عزّ و جلّ است:
﴿الله، که هیچ معبودی جز او نیست، زنده و پاینده است، نه خوابی سبک او را فرا گیرد و نه خوابی گران. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پیش روی آنان و آنچه در پشت سرشان است میداند، و به چیزی از علم او احاطه نیابند مگر به آنچه او بخواهد. کرسی وسلطه او آسمانها و زمین را در برگرفته، و نگهداری آن دو بر او گران نیاید، و اوست علیّ العظیم ﴾




