که پرهیز کرد یا هشدار داد و برای اوست نفسِ پرستنده، با استحکام که به آن اطمینان دارد.
در برخی نسخهها آمده است: نفسِ پرستش از روی یقین که به آن اطمینان دارد پس او که خداوند روحش را مقدس دارد برهان و دلیل را اثبات نمود، که بر مرید است که راه را از علمِ استاد بجوید.
و آنچه فرزند بزرگوارش که خداوند مقامش را شریف گرداند و از او راضی باد از او نقل کرده است: همانا «اِسم» جلّ جلاله از دو نورِ ذاتی است: قدیم و مُحدَث (نوپدید).
پس آن نوری که قدیم است، باطنِ اسم میباشد، که همان الله تعالی، اسمِ بزرگ، آن پدید آورنده از نورِ ذاتِ برتر است.
و نورِنوپدید جوهری، ظاهرِاسم است، که همان «محمد» است، طبق آنچه پیشتر آوردیم.
و به حمد الله تعالی، در آنچه شرح دادیم و در این رساله خود به آن معتقد شدیم و به فضل و یاری خداوند در آن به ودیعه نهادیم، درست بودهایم.
[۳۲۹] وَقَدْ رُوِيَ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ خَرَجَ عَلَى أَصْحَابِهِ فِي بَعْضِ الْأَيَّامِ وَعَلَيْهِ جُبَّةٌ هَرَوِيَّةٌ وَهُوَ يَقُولُ: أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَذَا، وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَذَا، وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَذَا، وَأَمَّا الْيَتِيمَانِ فَكَذَا عَلَى مَا جَاءِ مِنْ قِصَّتِهِمْ فِي الْقُرْآنِ إِذْ صَفَرَ طَائِرٌ بَعْدَمَا سَقَطَ فِي الْبَحْرِ، فَقَالَ




