میسازد و خودِ معنی همانند صورت اسم ظاهر میشود، بدون از بین رفتن و جا به جایی.
و از ابی الفتح رحمه الله گفت: از مولای خود شیخ ابوالحسین محمد بن علی الجلی قدس الله لطیفه درباره سخن او در رسالهاش "الفتق و الرتق" پرسیدم: «همانا اسم، قدیم به نور و مُحدَث به ظهور است». پرسیدم آیا آن "قدیم به نور"، همان "اسمی" است که "معنی" آن را از نور ذات خویش اختراع کرد و او همان "مُحدَث به ظهور" است؟ یا آن "جسد نورانی" است که "اسم" به وسیله آن آشکار شد؟
پس پاسخ داد: این "قدیم به نورِ مُحدَث به ظهور"، همان "روحِ محمد" است که "اَزَل" آن را از وحدت خویش آشکار کرد، و آن را از سکونش به حرکت درآورد، و آن را از نور ذات خویش اختراع فرمود. پس اوست که نفسِ معنی خوانده میشود و اسم الله به وسیله او خوانده میشود، و او واحد است و مولای او اَحَد است.
و اما آن پیکری که اسم به وسیله آن ظاهر شد، از نوری غیر از نور ذات آفریده شده است، و روحِ سلمان از نورِ غیر ذات است. و هنگامی که سید محمد در قُبّه موسوی ظاهر شد، از معنی تعالی چنانکه در قرآن عزیز آمده دیدار را درخواست کرد. پس معنی فرمود: «هرگز مرا نخواهی دید ولیکن به کوه بنگر». و کوه همان جسم موسی و صورتی بود که در بشریت بدان ظاهر گشته بود، و آن نور مخلوق بود. پس هنگامی که




