عَلَا مَوْلَانَا عَلَى كَتِفِ الرَّسُولِ فِي ظَاهِرِ الْمَنْقُولِ، وَبَاطِنُهُ هُوَ الَّذِي عَرَفَهُ أَهْلُ الْعُقُولِ مِنْ عُلُوِّ الْفَاضِلِ عَلَى الْمَفْضُولِ.
كَمَا قَالَ سُبْحَانَهُ: ﴿الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ ❁ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ❁ وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ❁ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ﴾1 تَعَالَى اللَّهُ الْعَلِيُّ الرَّحْمَنُ وَجَلَّ عَرْشَهُ سَيِّدُنَا مُحَمَّدٍ الْمَكَانُ الدَّالُّ عَلَيْهِ فِي كُلِّ عَصْرٍ وَزَمَانٍ.
و روایت شده از محمد بن عبدالله بن مهران از مولای ماصادق -عَزَّ عَزُّهُ- که روزی به شیعیانش فرمود: «همانا شما به درجهای بالا رفتهاید که فراتر از آن هیچ نردبان یا پلهای برای صعود نیست. پس از معرفت الله و رسولش جز باطل نیست، پس چه میطلبید؟»
این سخن را تأیید میکند که همانا جمیع انبیاء به اوصیاء نیازمند بودند. از جمله آن موارد، سرور ما یعقوب، اسرائیل -عَزَّ عَزُّهُ- ، است که خداوند در حق او در تورات فرمود: یعقوب نخستزاده و فرزند من است؛ او در امور خویش اظهار ناتوانی ونیازمندی به یوسف، وصی خود، نمود، و غم و اندوه شدید خود را به او شکایت برد. پس مولا یوسف -عَزَّ عَزُّهُ- نجوای او را شنید و دعای او را اجابت کرد و بیناییاش را به او بازگرداند و او را بهبود بخشید، و در همان زمان برادرانِ جنایتکارش را آمرزید، و پدر




