که گفت مسیح إسم است که دلالت کننده بر «معنی» است و «معنی» دلالت کننده برذات خویش است، کافر نشده است.»
وَبِالْإِسْنَادِ بِعَيْنِهِ أَنَّهُ قَالَ: سَأَلْتُ الشَّيْخَ الثِّقَةَ فَقُلْتُ لَهُ: مَا الْفَرْقُ بَيْنَ الْإِخْتِرَاعِ وَالْإِبْتِدَاعِ، وَبَيْنَ الْبِدَايَةِ وَبَيْنَ الْإِفْتِرَاعِ، وَبَيْنَ الْخَلْقِ وَبَيْنَ الْإِنْتِزَاعِ، وَهَلْ لِلْإِسْمِ أَنْ يَخْتَرِعَ مِثْلَ مَا اخْتَرَعَهُ الْمَعْنَى مَوْلَاهُ؟ فَأَجَابَنِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَقَالَ: "إِعْلَمُ أَنَّ الْخَلْقَ يَجْرِي عَلَى ضُرُوبٍ شَتى، فَمِنْهُ خَلْقُ خَلْقٍ مِنْ شَيْءٍ، وَخَلْقُ خَلْقٍ مِنْ عَدَمٍ، فَالْإِسْمُ اِبْدَاعٌ وَ فَتقٌ مِنْ شَيْءٍ وَهُوَ نُورُ الْبَارِي الْأَزَلُ، وَاخْتُرِعَ مِنْهُ وَهُوَ غَيْرُ مَخْلُوقٍ، وَظُهُورُهٌ مُبْدعٌ، فَإِذَا اُضْطُرِرْنَا إِلَى نَفْسِ الْقَوْلِ لِيَصِحَّ لَنَا التَّوْحِيدُ قُلْنَا: أَظْهَرَ وَ فَتَقَ وَحَرَّكَ وَاخْتَرَعَ وَكُلُّهُ مَخْلُوقٌ، لِأَنَّ الْأَشْيَاءَ لَا تَخْلُو مِنْ خَالِقٍ وَمَخْلُوقٍ.
و با همان سند آمده است که او گفت: از شیخ مورد اطمینان پرسیدم و به او گفتم: تفاوت میان «اختراع» و «ابتداع» چیست، ومیان «بدایت» و«افتراع» (پدید آوردن بدون سابقه)، و میان «خلق» و «انتزاع» (جدا ساختن)، و آیا «اسم» میتواند چیزی را اختراع کند همانگونه که «معنی» اختراع کرده است؟
پس او رضی الله عنه به من پاسخ داد و گفت: «بدان که خلق بر انواع گوناگونی جاری میشود، پس برخی از آن، خلقِ خلقی از یک چیز است، و برخی خلقِ خلقی از عدم است. پس «اسم»، ابداع و آشکار ساختن از چیزی است و آن نور خالق ازلی است، و




