در کتابش به گفتارِ خود امر فرموده است: ﴿از تو دربارهی هلالهای ماه میپرسند؛ بگو: آنها وقتنماهایی برای مردم و موسم حجاند. و نیکی آن نیست که به خانهها از پشتِ آنها درآیید، بلکه نیکی کارکسی است که تقوا ورزد؛ و به خانهها از دربهایشان وارد شوید؛ و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید﴾.
پس هنگامی که این دو مدت (یعنی شناخت سلمان و محمد) را به پایان رساند، پس ستم و تجاوزی نیست: یعنی، بالاتر از آن دو جز «آفریننده» نیست و او همان «غایت» یانهایت است.
و معنای گفتارش:پس ستمی نیست: یعنی، محمد آن «غایت»که همان «معنی» تعالی است، نیست.»
و در این باره خداوند سبحانه فرموده است: ﴿تا آنکه هلاک میشود از روی دلیلی روشن هلاک شود و آنکه زنده میماند از روی دلیلی روشن زنده بماند؛ و همانا خداوند شنوای داناست﴾.
و در گفتارِ او -عَزَّ وَجَلَّ- : ﴿و خداوند شما را از «نفسِ» خود برحذر میدارد؛ و خداوند به بندگان رئوف است﴾.
پس آن «نفسِ برحذر دارنده» همان محمد - که شکوهش بزرگ باد – است، زیرا او جایگاهِ نعت و صفت است و او را مالکی است که همان نهایت است. پس خداوند




