و «رسولِ» عزیزِ حکیمِ او جز به صورت ظاهر و موجود باشد، که به سوی مولایش یعنی معنی، دعوت کند و بر ذات الهی دلالت نماید، تا حکمت تمام گردد و عدل در میان امت برپا شود.
و «اسم» در لغت عرب، نشانه ای است که «نامنهاده» بدان شناخته میشود، و این در موردِ نامهای پدید آمده است که گفتیم «صفت» هستند.
و این بدان جهت است که همهی نامهای پدید آمده، اگرچه اشخاصِ آنها ظاهر و ناطق و فاعل باشند، اما در حقیقت مفعول هستند نه فاعل، و خاموش هستند اگرچه سخنگو باشند، و ناقصاند اگرچه در هنگامِ پدید آمدنشان، کامل مشاهده شوند،
زیرا در آن حالی که هستند، بقایی برایشان نیست، بلکه تباهشونده، فانی و زوالپذیرند.
اما اسمِ ذات الهی که عزتش بزرگ باد نامی است قائم به ذاتِ خود ، کامل، شخصی است زنده، ظاهر، ناطق، عالم، قادر، خالق، قدیم،جاودان، یگانه و ازلی.
دیده میشود وموجود است، سرمدی و دائمی است، به الوهیتِ آفرینندهاش یعنی معنی شهادت میدهد، و به سوی آفریننده روی میآورد و قصد میکند.
این مطلب را گفتارِ او تعالی تأیید میکند: ﴿خدا گواهی داد که هیچ معبودی جز او نیست، و فرشتگان و صاحبانِ علم نیز گواهی دادند؛ در حالی که او (اسم) به قسط قیام کرده است. هیچ معبودی جز معنی نیست، آن عزیزِ حکیم.﴾.




