ذات برای سکونِ حرکات جدا گشت،نه آفریده شده است و نه آفریدگار. نزد ما قدیم است و نزدِ خدا پدید آمده است، چنانکه گفتار من در رسالهی «الفتق و الرتق» گذشت که: «همانا إسم به نور قدیم است و به ظهور مُحدَث یا پدید آمده است.»
[۳۰۳] وَقَدْ رُوِيَ عَنْ أَشْعِيَا -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ فِي السَّفَرِ الْأَوَّلِ مِنْ التَّوْرَاةِ: "إِنَّ رَبَّ الْأَرْبَابِ عِنْدَنَا إِلَهُ الْآلِهَةِ، الْخَالِقُ لِكُلِّ شَيْءٍ خَالِقٌ، فَلَيْسَ هُوَ مِمَّنْ يَدْخُلُ عَلَيْهِ: مَا، وَلَا فِي، وَلَا قَبْلَ، وَلَا بَعْدُ، وَلَا عِنْدَ، وَلَا إِلَى، وَلَا مِنْ، وَلَا كَمٍّ، وَلَا عَنْ، بَلْ مَعْنَى الْمَعَانَى وَغَايةِ الْغَاياتِ، وَكُلُّ الْكُلِّيَّاتِ".
وَقَدْ عَلِمَ أَهْلُ الْعُقُولِ وَالْأَلْبَابِ أَنَّ رَبَّ النَّاسِ هُوَ الْإِسْمُ الْأَعْظَمُ وَالْحِجَابُ الْأَقْدَمُ، وَفِي مَعْنَى ذَلِكَ خَبَرٌ وَهُوَ
و از اِشعیا که شکوهش بزرگ باد روایت شده است که او در سِفرِ اولِ تورات گفت: «همانا پروردگارِ پروردگاران نزد ما معبودِ معبودان است وخالقِ خالقهاست.
پس او از آنانی نیست که کلماتی چون: چه چیزی، در، پیش از، پس از، نزد، به سوی، و از، چقدر، و از بر او اطلاقشود.
بلکه اومعنایِ معناها ونهایتِ نهاییها وکُلِ کُلّیّات است.»
و همانا خردمندان و صاحبانِ اندیشه دانستهاند که پروردگارِ مردم همان «اسمِ اعظم» و «حجابِ اَقدَم» است. و در معنایِ آن، خبری است و آن خبراین است:




