و در معنایِ آن روایت، چیزی است که ابو سعید میمون بن القاسم الطبرانی رضی الله عنه ازجلی یاخصیبی در پاسخی به سؤالی در همین باره، روایت کرده است. گفت:
«زیرا نزد ما و بنا بر رأی شیخِ ما، السید ابی عبدالله الحسین الخصیبی که خدا شخصش را نورانی کند این است که روحِ «باب» ( روح سلمان) از جسدِ «حجاب» (جسد محمد) آفریده شد، حجابی که در عالم بشریت بدان ظاهر گشت.
پس گویی هنگامی که «حجاب» به وسیلهی «باب» ظاهر شد، در «باب» ، جسدِ محمد و روحِ سلمان که از جسدِ محمد آفریده شده بود در هم آمیختند. و این دو نور در سلمان با هم ممزوج شدند، در حالی که آن دو، چه در اصل و چه در فرع، یک چیز واحد هستند. و از جسدِ سلمان، روحِ یتیمِ اَکبر (روح مقداد) پدید آمد.
و من نمیگویم که جسدِ محمد بشری است، بلکه جوهری شفاف است که از نورِ خدا آفریده شده است، که اهلِ صفا هر یک به اندازهی مرتبه و بلندیِ جایگاهش او را میبینند، و اهلِ کَدَر یا تیرهدلان او را جسمی مانند سایر اجسام، کالبدی مانند سایر کالبدها میبینند.»
و این حجتی است بر علیه آنان و افزایشی در تیرگیِ آنان .
و روحِ محمد که در این جسدِ نوری حلول میکند – جسدی که آغازِ آغازِ آن از نورِ نورِ خداست – آن روح از نورِ ذات آغاز شده و به سوی آن بازمیگردد. آن روح از نورِ




