او برسد بیم دهم. آیا شما گواهی میدهید که با خدا معبودان دیگری هست؟ بگو: من گواهی نمیدهم. بگو: همانا او معبودی یگانه است و من از آنچه شرک میورزید بیزارم).
لیکن گویندهی این گفتار در راهِ گمراهی به بیراهه میرود ، از علم بهرهی بسیاری به دست نیاورده، و از آن علم آسانترین لفظی را نفهمیده است.
و اگر چیزی از آنچه شیوخِ پیشین رضی الله عنهم از سروران -عَزَّ عَزُّهُ- م دربارهی شناختِ حالت یکپارچگی و عدم تمایز اولیه نقل کردهاند، میدانست، هرآینه با این شناخت، عبادت برای خدا برایش صحیح میگشت.
پس «نام» را اثبات میکرد نامی که باطنِ آن ازلی بودن است، و آن را از چگونگیِ «پدید آمدن» مانندِ «پدید آمدهها» منزه میداشت، به جهتِ اجلال و تعظیمِ نورِ ذات، نوری که آفرینندهاش آن نام را از آن اختراع کرد و آن را برای ارادهی خویش در آن، آشکار ساخت، و آفریننده «پدید آمدن» را بر «صورتِ محمدی» واقع ساخت، صورتی که به وسیلهی آن صورت با امتها انس گرفت. پس در این صورت او از پیروانِ اهل علم از میانِ پیشینیان میبود.




