و گفتارِ او -عَزَّ وَجَلَّ- : (مسیح هرگز ابا ندارد که بندهی خدا باشد و نه فرشتگانِ مقرب. و هر کس از عبادتِ او ابا ورزد و تکبر کند، به زودی همهی آنان را به سوی خود گرد میآورد).
و فرشتگان در اینجا مقصود «باب» است و هر که پایینتر از او در عالمِ مُلک قرار دارد.
و گفتارِ او -عَزَّ وَجَلَّ- : ﴿لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ۚ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا﴾ به عنوانِ عطف بر دومی یعنی باب و حزبِ او.
پس با این دو دلیل که دفعِ آن دو ممکن نیست و آن دو «کتاب» و «سنت» هستند، ثابت شد که معبودِ قدیم همانا مولای ما «العلی العظیم» است و اینکه محمد بنده و فرستادهی او، نامِ عظیمِ او و بیتِ کریمِ او و برگزیده و نبیِ اوست.
و روایت شده است: که «الله» نامی است که بزرگتر از آن وجود دارد و آن «محمد» است که ظاهرِ آن، سَرورِ ما رسول که شکوهش بزرگ باد است و باطنِ آن، همان «الله»، نامِ «معنی» قدیمِ اَزَلی است.




