چون صبح شد، نزد مولایم رفتم. او پیش از من سخن را آغاز کرد و تمام آن حدیث را از اول تا آخر برایم بازگفت. پس من گریستم. به من فرمود: بشارت باد تو را ای عبدالله. همانا خداوند تعالی چون بندهای را دوست بدارد، او را ادب میکند. و بدان ای عبدالله که نشانِ ایمان، صدقِ دوستیِ برادران است. پس هرگاه چیزی از امر ما را دانستی، آن را از دوستی از دوستان ما دریغ مکن که بر او ستم خواهی کرد. سپس گفتار خداوند عزّ و جلّ را خواند که: و اما نعمت پروردگارت را، پس بازگو کن و مولای ما -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: پس آن را برای کسانی که سزاوار آنند بازگو کن.
[45] وَرُوِيَ عَنْ السَيِّدِ الرَسُولِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قالَ: "ما أَهْدَى رَجُلٌ أَوْ أَخٌ إِلَى أَخِيهِ أَفْضَلَ مِنْ كَلِمَةِ حِكْمَةٍ يَزِيدُهُ بِها هُدىً وَيَصُدُّهُ عَنْ رَدَىً".
و از سرور رسولان -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: هیچ مرد یا برادری به برادر خویش هدیهای برتر از سخنِ حکمتآمیزی که با آن هدایتش را بیفزاید و از هلاکت بازش دارد، نداده است.




