( وسماهُ الراهبٌ الناموس شمعونَ الصفا )
فَالرَّاهِبُ عَلِمَ وَتَحَقَّقَ أَنَّهُ شَمْعُونُ الصَّفَا، فَلِذَلِكَ سَمَّاهُ بِإِسْمِهِ، وَقَدْ عَلِمَ مُعَلِّمُهُمْ أَنَّ شَمْعُونَ الصَّفَا هُوَ النَّامُوسُ الْأَعْظَمُ، فَلَمَّا نَظَرَ وَ الرَّاهِبُ إِلَى مَا بَدَا مِنْ أَفْعَالِهِ الْمُبْهِرَةِ سَمَّاهُ بِإِسْمِ شَمْعُونَ الصَّفَا.
و راهبِ ناموس او را [شمعون الصفا] نامید.
زیرا آن راهب دانست و به یقین دریافت که او همان شمعون الصفا (معادل شمعون پطرس در مسیحیت) است، به همین دلیل او را به نام وی نامید. و آموزگارشان دانسته بود که شمعون الصفا همان صاحب سرّ یا شریعت بزرگ الهی است. پس چون آن راهب کارهای شگفتآوری را که از او سر میزد دید، او را به نام شمعون الصفا نامید.




