( وسمتهُ جدتهُ: عليماً )
مَأْخُوذٌ مِنْ الْعِلْمِ، وَكَذَلِكَ أَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ عَلَى الْمِنْبَرِ فَقَالَ -عَزَّ عَزُّهُ- : "أَنَا خَبِيرٌ بِمَا فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ، وَعَالِمٌ بِمَا فِي الْأَرْحَامِ".
( وسماهُ اخوهُ جعفرٌ مرتضى )
فَهُوَ الَّذِي ارْتَضَى بِهِ أَهْلُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ إِمَاماً، وَهُوَ قَوْلِهِ -عَزَّ وَجَلَّ- : ﴿وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِمَامٌ﴾1
و دایهاش ظئر او را میمون نامید. مولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «دایهاش از قبیله بنیهلال و بادیهنشین بود و او را در بادیه شیر داد، و برادر رضاعی او عثمان بن مظعون بود». و در کنار خیمهای که برایشان برپا شده بود، آبگیری قرار داشت. پس دایهاش برای انجام برخی کارهایش رفت و عثمان بن مظعون و علی در حالی که دو کودک چهار دست و پا رونده بودند باقی ماندند و او عزّ و جلّ از آنچه میگویند بسیار برتر و




