و دیگران گفتهاند: یعنی او عالم قریش است، زیرا در زمان عربها، عالم سر خود را میتراشید و دیگران با موهایشان بودند تا او با تراشیدن سرش از میان آنان شناخته شود، و مولای ما -عَزَّ عَزُّهُ- عالم عرب در زمان خود و عالم قریش بود.
و گروهی گفتهاند: معنای «اصلع قریش» این است که پادشاه در میان آنان سر خود را میتراشید، پس گفتارشان «اصلع قریش» یعنی پادشاهشان.
محمد بن اسحاق قاضی (رحمه الله) گفته است: معنای سخنشان «اصلع قریش» این است که در روز جنگ، زمین از [انبوه] سواران و پیادگان سیاه میشد، اما چون امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به میدان میآمد، سواران و پیادگان پراکنده میشدند، پس عرب میگفتند: «زمین را چه شده که بیموگشته است؟». پس گفته میشد: «اصلع قریش به سوی آن آمده است».
و اهل حقیقتِ هدایتیافته گفتهاند: او بیمویی کامل سر ظاهر شد تا نشان دهد که چیزی فراتر از او نیست و او غایتِ هر غایتی است. و حضرت محمد را با موی فراوان ظاهر ساخت تا نشان دهد که فراتر از او دیگری هست و آن دیگری ، «معنی» و غایتِ اوست..




