برتر از گفتگو در زمین است. و اما زنده کردن مردگان، پس برخیز ای علی، به بیرون مدینه برو و برایشان مردهای از مردگان را زنده گردان." پس مولای ما، عزتش بزرگ باد، به بیرون مدینه رفت در حالی که آنان و مهاجرین و انصار همراهش بودند. پس عدی بن زید را که پسر خواهر قیس بن ساعده بود، زنده کرد.
پس آن سه تن گفتند: تو خودِ اویی، تو خودِ اویی ای امیرالمؤمنین. پس علی نزد پیامبر آمد و او را آگاه ساخت. پیامبر، عزتش بزرگ باد، به آنان فرمود: "همانا خداوند گفتار شما را شنید و من بر شما گواهم. پس از این سخن توبه کنید." اما آنان سر باز زدند. پس دستور به سوزاندنشان داد و آنان سوزانده شدند.
[۲۶۷] وَحَدَّثَنِي شَيْخِي عَنْ شَيْخِهِ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُقْرِيِّ عَنْ أَبِيهِ أَبِي إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمَ الرِّفَاعِيِّ عَنْ سَيّدِهِ الْخُصِيبِيِّ شَرَفِ اللَّهِ مَقَامَهُ بِإِسْنَادِهِ مَرْفُوعَاً إِلَى الْأصْبَغُ بْنِ نَبَاتَةَ عَلَيْهِ السَلَامُ قَالَ: كُنْتُ جَالِسًا عِنْدَ مَوْلَايَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- بِالْكُوفَةِ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلَانِ يَحْتَكِمَانِ إِلَيْهِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا:يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أُحْكُمْ بَيْنَنَا بِالسَّوِيَّةِ وَاعْدِلْ فِي هَذِهِ الْقَضِيَّةِ فَحَكَمَ بَيْنَهُمَا بِالسَّوِيَّةِ فَقَالَ الْمَحْكُومُ عَلَيْهِ: جَرَتْ عَلَيَّ يَا مَوْلَايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَهَا ثَلَاثًا، قَالَ الْأصْبَغُ: فَرَأَيْتُ مَوْلَانَا قَدْ حَرَّكَ شَفَتَيْهِ بِكَلَامٍ لِأَفْهَمَهُ، فَإِذَا بِالرَّجُلِ قَدْ صَارَ كَلْبًا يَبَصْبِصُ وَيُحَرِّكُ ذَنْبَهُ، فَبَكَى الرَّجُلُ صَاحِبَهُ بَيْنَ يَدَيْ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- فَقُلْتُ يَا مَوْلَايَ، أَيَدْخُلُ إِلَيْكَ رَجُلَانِ خَلْقَيْنِ سُوييْنِ فَيَخْرُجَانِ مِنْ عِنْدِكَ وَأَحَدُهُمَا




