پس مالک اشتر نخعی علیه السلام به او گفت: ای امیرالمؤمنین، تو را دیدم که این سوره را بر آنان خواندی و با آن به ایشان اشاره میکردی، در حالی که این سوره در زمان رسول الله، عزتش بزرگ باد، نازل شده است؟ پس مولای ما، عزتش بزرگ باد، فرمود: آن ظاهر وحی است و این تفسیر و معنای باطنی آن.
سپس مولای ما پنجاه و پنج تکبیر بر آنان گفت. به او گفته شد: این برای چیست؟ فرمود: آیا آنان یازده مرد نبودند؟ برای هر مرده پنج تکبیر است. پس چون دفن شدند و آنان را در خاک پنهان کردند، فردای آن روز اهل کوفه چون صبح کردند، ایشان را دیدند که بر درِ خانههایشان نشستهاند در حالی که پوششهای سبزرنگی بر خود پیچیدهاند و در بازارها و راهها راه میروند. پس اهل کوفه نزد مولای ما امیرالمؤمنین، که ثنایش شکوهمند باد، آمدند.
و به او گفتند: همانا عبدالله بن سبأ و یارانش، درود خدا بر آنان باد، پوششهای سبزی بر تن دارند و در دکانها و خانههایشان هستند و در بازارها و راهها با ما راه میروند. پس مولای ما، عزتش بزرگ باد، به آنان فرمود: چون خداوند تعالی آنان را آنگونه که خواسته زنده کرده است، پس امر به دست اوست. او هر چه بخواهد میکند و هر چه اراده کند حکم میراند. و برای او که یادش بلندمرتبه باد، از اینگونه قدرتها و آیات زمینیِ بیشمار، بسیار است و ما تنها برای فهماندن و آگاه ساختن کسی که بر آن واقف




