بشری نیست. و خداوند خود را به قوت وصف کرده و فرموده است سبحانه: ﴿همانا این خداست که خود روزیدهنده و صاحب قوت استوار است﴾ و قول خداوند تعالی: ﴿این بدان سبب بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان میآوردند ولی کافر شدند، پس خدا گریبان آنان را گرفت. همانا او نیرومند سختکیفر است﴾. و برای اهل بصیرت ، هیچ قوتی عظیمتر از این قوت نیست.
[۲۵۲] وَقَدْ رُوِيَ أَنَّ مَوْلَانَا -عَزَّ عَزُّهُ- لَمَّا سَارَ عَنْ الْمَدَائِنِ بَعْدَ خِطَابِهِ لِلْجَمَاجِمِ، فَإِذَا بِالْخَيْلِ قَدْ عَادَتْ مُنْهَزِمَةً، فَقَالَ لَهُمْ: مَا الْخَبَرُ؟ فَقَالُوا: سَبُعٌ، فَقَالَ مَوْلَانَا -عَزَّ عَزُّهُ- : أَوْسِعُوا لِي، فَأَوْسَعُوا لَهُ، وَسَارَ حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ فَاقْعَى السَّبُعُ بَيْنَ يَدَيْهِ، فَقَالَ لَهُ: "تَكَلَّمْ" فَقَالَ: جِئْتُ مُسَلِّمَاً عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ. فَقَالَ لَهُ: "بَلَغَ سَلَامُكَ، فَزُلْ عَنْ طَرِيقِنَا" فَعَادَ السَّبْعُ رَاجِعًا وَسَارَتْ الْخَيْلُ.
و روایت شده است که مولای ما، عزتش بزرگ باد، هنگامی که پس از خطابش به جمجمهها از مدائن روانه شد، ناگهان سواران را دید که شکستخورده بازگشتهاند. به آنان فرمود: خبر چیست؟ گفتند: شیر. پس مولای ما، عزتش بزرگ باد، فرمود: برای من راه باز کنید. پس برایش راه گشودند و او به راه افتاد تا در برابر آن حیوان ایستاد. پس آن درنده در برابرش به دو پا نشست. مولا به او فرمود: سخن بگو. گفت: آمدهام




