هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ﴾1 وَقَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَتْ تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾2 وَلَا قُوَّةَ أَعْظَمُ مِنْ هَذِهِ الْقُوَّةِ لِلْمُسْتَبْصِرِينَ.
و آنچه به اجماع (اتفاق نظر راویان) از روز خیبر روایت شده است، این است که رسول الله، عزتش بزرگ باد، پرچمی برای ابوبکر بست، اما شکستخورده بازگشت. فردای آن روز پرچمی برای عمر بست، و آن نیز شکستخورده بازگشت. پس سعد بن عباده به رسول الله، عزتش بزرگ باد، گفت: ای رسول خدا، من فردا به مدینه بازمیگردم، چه به من اجازه دهی و چه ندهی. پیامبر، عزتش بزرگ باد، به او فرمود: چرا چنین میکنی ای سعد؟ گفت: ای سرور من، دو پرچم را در دو روز بستی و ما هر دو بار شکستخورده بازگشتیم، شاید خداوند تعالی اجازه فتح این قلعه را نداده است. پس رسول الله، عزتش بزرگ باد، به او فرمود: آرام باش ای سعد، زیرا فردا پرچم را به مردی خواهم سپرد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند، حملهکنندهای پیدرپی است نه گریزپا ، که خداوند به دستان او قلعه را فتح خواهد کرد.




