يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا" فَقُلْتُ: نَعَمْ يَا رَسُولَ اللّٰهِ فَقَالَ: "يَامُعَاذُ، فَمَا لِلعِبَادِ عَلَى اللّٰهِ إِذَا فَعَلُوا ذٰلِكَ؟" فَقُلْتُ: اللّٰهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ: "يَا مُعَاذُ، لِلعِبَادِ عَلَى اللّٰهِ إِذَا فَعَلُوا ذٰلِكَ أَنْ يَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا يُعَذِّبَهُمْ" وَهٰذَا اِسْتِشْهَادٌ حَسَنٌ وَإِنْ كَانَ قَدْ رَوَاهُ أَهْلُ الظَاهِرِ، إِنَّ العِبَادَةَ لاتَكُونَ إِلَّا لِلمَعْنَى -عَزَّ عَزُّهُ- .
و از افراد موثق از ابوالحسن بن یسار بصری، که از موالی معاذ بن جبل بود، برایم حدیث کرد که گفت: معاذ گفت من ردیف ترک نشین رسول الله -عَزَّ عَزُّهُ- بودم که به من فرمود: ای معاذ، حق خداوند بر بندگان چیست؟گفتم: خدا و رسولش داناترند. فرمود: ای معاذ، حق خداوند عزوجل بر بندگانش این است که او را بپرستند و چیزی را با او شریک نکنند. گفتم: بله ای رسول خدا. فرمود: ای معاذ، پس حق بندگان بر خداوند چیست اگر چنین کنند؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند. فرمود: ای معاذ، حق بندگان بر خداوند اگر چنین کنند این است که آنان را بیامرزد و عذابشان نکند. و این استشهادی نیکوست، هرچند که اهل ظاهر آن را روایت کرده باشند؛ چرا که همانا عبادت جز برای «معنی» -عَزَّ عَزُّهُ- نیست.
[۲۲۷] وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ الصَادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: "مَنْ عَبَدَ الصُورَةِ عَلَى أَنَّهَا مَحْدُودَةٌ بِطُولٍ وَعَرْضٍ مِثْلُ صُورَتِهِ فَقَدْ قَالَ بِالجِسْمِ وَالمِثْلِ وَمَنْ عَبَدَ الإِسْمَ دُونَ المَعْنَى فَقَدَ عَبَدَ مُحْدَثًا، لِأَنَّ المَعْنَى قَبْلَ الإِسْمِ وَقَبْلَ الصِفَاتِ، وَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الإِسْمَ وَالصُورَةَ وَالمَعْنَى




