المَعْنَى جَلَّ وَعَلَا بِالذَّاتِ مَا فَيهِ لِلمُوَفِّقِ المُرِيدِ كِفايَةٌ وَغِنىً وَيَزِيدُ الطَالِبَ السَعِيدَ دِرَايَةً وَهُدىً وَنُورًا يَسْتَضِيءُ بِهِ بِعَوْنِ العَلِيِّ الأَعْلَى سُبْحَانَهُ إِنَّهُ رَؤُوفٌ بِمَنْ يَشاءُ. وَنَحْنُ نُتبِعُ ذٰلِكَ بِمَا يَقْتَضِيهِ الغَرَضُ الَّذِي اِعْتَمَدْنَاهُ فِيهِ بِشَواهِدَ مِنَ الأَخْبَارِ الَّتِي رَوَيْتُهَا عَنْ مَوْلَايَ وَسَيِّدِي وَشَيْخِي أَبِي الفَتْحِ مُحَمَّدِ بْنِ الحَسَنِ البَغْدَادِيِّ أَثَابَهُ اللّٰهُ وَرَضِيَ عَنْهُ الَّتِي رَوَاهَا عَنْ شُيُوخِهِ الَّذِينَ لَقِيَهُمْ وَأَخَذَ عَنْهُم الرِوَايَةَ الصَحِيحَةَ.
و این گفتهٔ ما «امیر النحل»، به این گفتهٔ مولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- به ابومعاویه بازمیگردد که فرمود: «ای ابومعاویه، از جانب من به شیعیانم سلام برسان و به آنان بگو: همانا مَثَل شما همچون مَثَل زنبور عسل است.» و این خبر پیشتر گذشت.
و وجه دیگر: آن است که «نحل» (زنبوران) همان سلسلهٔ امامان هستند و او امیر ایشان و بخشندهٔ علم به آنان است. پس گفتهٔ ما «امیر النحل»، معنایش «امیر امامت» است؛ یعنی پروردگار و معبودشان که از آنان بینیاز و جداست، در حالی که آنان به او نیازمند و از او خالی نیستند.
و ما در این باب از حقیقت توحید و اثبات آن برای خردمندان و ظهور «معنی» -جلّ و علا- به ذات، پرده برداشتیم؛ به اندازهای که برای مریدِ توفیقیافته، کفایت و بینیازی است و بر درایت و هدایت و نورِ جویندهٔ سعادتمند میافزاید تا به یاری خداوند علی اعلی سبحانه که بر هر که بخواهد مهربان است، از آن روشنایی گیرد. و ما در ادامه،




