وَالمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ، وَمَنْ عَبَدَ الإِسْمَ دُونَ المَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ، وَمَنْ عَبْدِ المَعْنَى بِذَاتِهِ فَقَدْ أَصَابَ العِبَادَةَ وَأُولٰئِكَ أَصْحَابُ أَمِيرِ المُؤْمِنِينَ إِنْ دَعَوْهُ فِي بَرٍّ أَوْ فِي بَحْرٍ أَجَابَهُمْ.
و این عیناً همان توحید محض وخالص است. پس «معنی» سبحانه در دورهٔ پیامبران صامت وساکت است و «اسم» ناطق وسخنگو است که بر او دلالت میکند و به سوی او فرامیخواند. و در دورهٔ امامان، «اسم» صامت است و «معنی» ناطق است که به ذات خویش اشاره میکند و به «معنویت» خود تصریح مینماید. و او تعالی اگرچه به صورت «اسم» ظهور کند، اهل بصیرت میدانند که تمام ظهورات او، ذاتی و انزعی است. و اگر دیدگان در رؤیت او دچار خطا شوند، علت در نگرنده است، نه در نگریسته شده. پس: هر کس «اسم» و «معنی» را با هم بپرستد، به تحقیق شرک ورزیده است. هر کس «اسم» را بدون «معنی» بپرستد، به تحقیق کفر ورزیده است. و هر کس «معنی» را به ذات او بپرستد، به عبادت حقیقی دست یافته است. و اینان یاران امیرالمؤمنین هستند که اگر او را در خشکی یا در دریا بخوانند، آنان را پاسخ میدهد.
[۲۰۹] كَذَا رَوَيْتُهُ عَنْ شُيُوخِي رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَاِعْتَقَدْتُهُ مِنْ ثِقَاتِي فَمِنْ ذٰلِكَ مَا رَوَيْتُهُ بِالإِسْنَادِ الصَحِيحِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَلَيْهُما السَلَامُ قَالَ:سَمِعْتُ مَوْلَانَا الصَادِقَ -عَزَّ عَزُّهُ- يَقُولُ: "مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُ اللّٰهَ بِتَوَهُّمِ القُلُوبِ فَقَدْ نَفَى المَعْبُودَ، وَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ لَايُرَى فَقَدْ أَحَالَ عَلَى غَائِبٍ، وَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْبُدُ الإِسْمَ دُونَ المَعْنَى فَقَدْ اِلْتَزَمَ




