مَذْهَبِي وَدِينِي. كَمَا قَالَ جَدِّي وَقُدْوَتِي الخَصِيبِيُّ شَرَّفَ اللّٰهُ مَقامَهُ فِي شِعْرِهِ الَّذِي هُوَ هِدايَةُ العَارِفِ:
أَسْمَاءٌ سَبْعاً تُسَمَّى مُسَمِّياً لامُسَمَى
و تمام آن ظهورات، انزعی و احدی و برآمده از ذات یگانهٔ انزع هستند که نه تجزیه میشود و نه تقسیم میپذیرد و در شمار، دو تا نمیشود؛ بلکه گوهری قائم به ذات، قدیمِ ازلی، علتالعلل، امیر نحل، آفریدگار ازلی است. آنکه بالاتر از او غایتی و فراتر از او نهایتی نیست. نامگذارِ نامها و پدیدآورندهٔ حقایق اشیاء است. و تمام «اسماء» به او نیازمندند و به عبودیت برای او معترفند. اوست که آنها را با علم و آیات و قدر و معجزات یاری میرساند. منتقل میکند ولی خود منتقل نمیشود؛ تغییر میدهد ولی خود تغییر نمیکند؛ مانند نقش نگین انگشتر، اثر میگذارد ولی اثر نمیپذیرد؛ تغییر میدهد ولی تغییر نمیکند؛ زایل میکند ولی از وجود خویش زایل نمیشود، هرچند برای دیدگان آشکار گردد. پس این اصل مذهب و دین من است.
همانگونه که جد و پیشوای من، خصیبی شرف الله مقامه در شعر خود که راهنمای عارف است، فرموده: «هفت نام است که «نامگذار» نامیده میشود، نه «نامگذاریشده».»




