وَاللِحْيَةِ بِهَيْئَةِ النُسُكِ وَالوَقَارِ جَالِسًا عَلَى كُرْسِيٍّ مَنْ ذَهَبٍ إِلَى جَانِبِهِ فِرَاشٌ مِنْ ذَهَبٍ وَالمَلائِكَةُ تَطُوفُ مِنْ حَوْلِهِ وَتُعَظِمُهُ". وَإِنَّ الشَيْخَ أَظْهَرَ فِيهِمْ قُدْرَةً وَغَابَ عَنْهُمْ فَلَمَّا اِخْتَلَفَتْ عَلَى المَلَائِكَةِ الصُوَرُ وَلَمْ تَخْتَلِفْ عَلَيْهِمْ القُدْرَةُ قَالُوا لَهُ: سُبْحَانَكَ لَا إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ إِظْهَرْ كَيْفَ شِئْتَ بِمَا شِئْتَ فَأَنْتَ أَنْتَ
و این روایت من از اساتید روحانی من است -رضی الله عنهم- و حمود المصری برایم حدیث کرد و گفت: به سید ابی عبدالله الخُصیبی -شرف الله مقامه- گفتم: ای سرورم، آیا عالم علوی یا جهان بالا به شناخت اسماء و صفات نیازمندند؟ فرمود: آری، تمام دو عالم علوی و سفلی به شناخت اسماء و صفات نیازمندند و دلیل بر آن، روایتی است که نقل کردهایم: «که فرشتگان به یکدیگر گفتند: بیایید پروردگار را طلب کنیم، در حالی که از آنان غایب شده بود. پس او برایشان به صورت کودکی صغیر و نیازمند به تربیت ظهور کرد و در میانشان قدرتی آشکار ساخت و از آنان غایب شد. سپس برایشان به صورت جوانی نیرومند با سبیلهای تابیده، سوار بر شیر و با هیئت خشم ظهور کرد و برایشان قدرتی آشکار ساخت و سپس از آنان غایب شد. سپس برایشان به صورت پیری کهنسال ظهور کرد.» و او همان است که دانیال -عَزَّ عَزُّهُ- ذکر کرده و گفته است: «ازلی را به صورت پیری سپید موی سر و ریش، با هیئت عبادت و وقار دیدم که بر کرسیای از طلا نشسته بود و در کنارش بستری از طلا بود و فرشتگان گرداگرد او




