این یکی )محمد) دارای موی فراوان است تا دلالت کند که فراتر از او غایتی هست، و آن دیگری «اَصلَع» است (لقب مولا علی به معنای بیمو بودن جلوی سر)، زیرا او تعالی غایتِ هر غایتی است.
و همانا او را عقل نامید، زیرا برای او نام نهاد و او را امر و نهی فرمود. و او عقلی از سوی او و زبانی برای اوست، زیرا از خداوند شنید. و او را عقل نامید زیرا از معنای خویش تعقُّل نمود. و اوست که از جانب او پیام را ادا میکند، زیرا ذات الهی تعالی و تقدس، از درون او سخن میگوید، پس برای او «إله» میشود.
و محمد (الإسم) عرشِ اوست، زیرا حقیقت معرفت را در دلهای مؤمنانِ عارف با پرتو نور خویش برافراشت و مستقر ساخت. و او مکانِ اوست، زیرا او عالَم را برای شناخت آفریدگارشان توانا و متمکّن ساخت و آنان را به سوی او هدایت و راهنمایی کرد.
پس معنی تکوینکننده (المُکوِّن) است و إسم مکان (المَکان). و معنی از مکان بینیاز است، و مکان به او نیازمند است. و عالم علوی و سفلی، همگی، ناگزیر و محتاج به مکان هستند تا آنان را توانا سازد و به معرفتِ آن تکوینکنندهی آفریدگارِ ازلی برساند.




