(تأويل مشرق ومغرب):
وَكَذٰلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿رَّبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا﴾1 فَالمُشْرِقُ: هُوَ ما أَشْرَقَ المَعْنَى جَلَّ جَلَالُهُ مِنْهُ فَظَهَرَ، وَالمَغْرِبُ: مَا غَرَبَ المَعْنَى عِنْدَ ظُهُورِهِ بِهِ وَغَابَ عَنْ عُيُونِ أَهْلِ المِزَاجِ وَالكَدَرِ، لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ فَاِتَّخِذْهُ وَكِيلًا.
و همچنین این گفتهٔ خداوند تعالی: ﴿پروردگار مشرق و مغرب که معبودی جز او نیست، پس او را وکیل خود برگزین﴾. پس «مشرق»: آن چیزی است که «معنی» جلّ جلاله از آن درخشید و ظهور کرد. و «مغرب»: آن چیزی است که «معنی» هنگام ظهورش در آن غروب کرد و از چشمان اهل مزاج و کدورت وکسانی که طینتشان آلوده است پنهان گشت. معبودی جز او نیست، پس او را وکیل خود برگزین.
الهوامش
1سوره مزمل،آیه۹




