عِلْمِي وَوَصَلَ إِلَيْهِ فَهْمِي وَمِنَ اللّٰهِ أَسْتَمِدُّ التَوْفِيقَ، وَإِيَّاهُ أَسْألُ المَعُونَةَ عَلَى سُلُوكِ نَهْجِ الطَرِيقِ دِيْنًا وَدُنْيَا، إِنَّهُ ذُو عَطَفَاتٍ وَعَظَمَةٍ وَرَأَفَاتٍ وَرَحْمَةٍ وَهُوَ حَسْبِي وَنِعْمَ الوَكِيْلُ.
قَالَ مَوْلَايَ وَسَيِّدِي وَمُذَكَّرِي: إِعْلَمْ يَا وَلَدِيْ عَلَّمَكَ اللّٰهُ الخَيْرَ وَوَفَقَكَ لِلعَمَلِ بِهِ أَنَّ أَوَّلَ ظُهُورِ المَعْنَى جَلَّ ثَناؤُهُ وَتَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ فِي الكَوْنِ البَشَرِيِّ بِالذَاتِ لَا بِالأَمْثِلَةِ وَالصِفَاتِ.
ظَهَرَ بَهَابِيلَ وَهُوَ أَمِيرُ المُؤْمِنِينَ جَلَّتْ قُدْرَتُهُ الأَنْزَعُ البَطِيْنُ عَزَّ ذِكْرُهُ وَذٰلِكَ أَنَّهُ لَمَّا شَاءَ المَوْلَى -عَزَّ عَزُّهُ- عِمارَةَ هٰذِهِ الدَارِ بِالعَالَمِ البَشَرِيِّ بَعْدَ خُلُوِّهَا مِنَ العَوَالِمِ الخَمْسَةِ الَّذِينَ كَانُوا فِيهَا وَهُمْ:
در بر گیرندهٔ ظهور مولای ما، امیر النحل، به ذات (یعنی تجلی خود جوهر الهی و نه نمادی از او) است، که او از مثالها و صفتها منزه و برتر است.
و آنچه از آن شرح میدهیم و آن را آشکار و روشن و مبرهن میسازیم، از چیزهایی است که خداوند بر من منت نهاده و از نعمتهای فراوانش به من رسانده است، به دست پدر حقیقی من و کسی که من بندهٔ زرخرید اویم، و او شیخ و سرور من، شیخ ابوالفتح محمد بن الحسن البغدادی است – خداوند شخص او را نورانی گرداند. از رسالهٔ او که برایم فرستاده و مرا بدان مخصوص گردانیده بود، آنچه را در این رساله به ودیعه نهادهام، خلاصه کردهام؛ و دشواریهای آن را روشن ساخته و آن را به اندازهای




