فِي رَوْضَةٍ مِنْ نُورٍ، فَلَمَّا رَأَيْتُهُ خَرَرْتُ سَاجِدًا فَقَالَ لِي: "يَا بَشَّارُ، إِرْفَعْ رَأْسَكَ فَلْيَأْتِيَنَّ عَلَى النَاسِ زَمَانٌ يُصَلُّوْنَ إِلَيَّ فِيهِ" قُلْتُ: مَتَى ذٰلِكَ يَا مَوْلَايَ لَاإِلٰهِ إِلَّا أَنْتَ؟ قَالَ: "إِذَا اِجْتَمَعَت الأُمَمُ وَنَادَوْا عَلَى الصَوَامِعِ عَلِيٌّ رَبُّ العَالَمِينَ".
و از محمد بن سنان علیه السلام روایت است که گفت: به بشّار شعیری علیه السلام نگریستم در حالی که در مدینه رسول -عَزَّ عَزُّهُ- ندا میداد: «لبیک ای اولینِ اولینها، لبیک ای آخرینِ آخرینها، لبیک ای جعفر!» پس اصحابش این کار را بر او ناپسند شمردند و گفتند: راز خدا را پیش از موعدش فاش ساختی در حالی که به آن امر نشده بودی. پس گفت: رهایم کنید، وای بر شما! همانا من بر مولایم جعفر صادق -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شدم و او را بر بال عقابی در باغی از نور یافتم. چون او را دیدم، به سجده افتادم. پس به من فرمود: «ای بشار، سرت را بلند کن. هر آینه زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن به سوی من نماز میگزارند.» گفتم: آن کی خواهد بود ای مولای من، که خدایی جز تو نیست؟ فرمود: «آنگاه که امتها گرد آیند و ازمنارهها ندا دهند: علی پروردگار جهانیان است.»
[۱۸۹] وَعَنْهُ عَنْ سَيِّدِنَا المُفَضَلِ بْنِ عُمَرَ إِلَيْهِ التَسْلِيمُ أَنَّهُ قَالَ: قَالَ مَوْلَانَا الصَادِقُ -عَزَّ عَزُّهُ- : مَرَّ أَمِيرُ المُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- عَلَى صِبْيَانٍ يَلْعَبُونَ فِي حُجُورِ أُمَّهَاتِهِمْ فَقَالَ لَهُمْ: "مَنْ




