أَنْتَ كَذٰلِكَ، وَآمَنُوا بِهِ، وَقَالَ البَاقُونَ: إِنَّنَا نَعْرِفُ أَبَاكَ قَبْلَ أَنْ يَتَّصِلَ بِأُمِّكَ وَنَعْرِفُ مَوْلِدَكَ وَنَعْرِفُكَ فِينَا صَبِيًّا فَنَفَخَ فِيهِمْ نَفْخَةً فَصَارَتْ نَارًا فَأَحْرَقَهُمْ، ثُمَّ إِنَّهُ رَحِمَهُمْ فَنَشَرَهُمْ فَعَادُوا أَحْيَاءً، وَغَابَ مَوْلَانَا -عَزَّ عَزُّهُ- عَنْهُمْ، فَصَارَ الفُرْسُ يُعَظِّمُونَ النَارَ مِنْ أَجْلِ ذٰلِكَ إِلَى الآنَ".
و به همین اسناد از صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت است که فرمود: «همانا امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- برای ایرانیان در صورتِ بَهمن فارسی ظاهر شد و فرمود: منم پروردگار شما که میپرستید و معبود شما که میجویید. پس گروهی گفتند: تو چنینی، و به او ایمان آوردند. و باقیماندگان گفتند: ما پدرت را پیش از آنکه با مادرت وصلت کند میشناسیم و زادروزت را میدانیم و تو را از کودکی در میان خود میشناسیم. پس در آنان دَمشی دمید که آتشی گشت و آنان را سوزاند. سپس بر آنان رحم آورد و آنان را برانگیخت و زنده بازگشتند، و مولای ما -عَزَّ عَزُّهُ- از آنان غایب شد. از این رو ایرانیان تا به امروز آتش را به این سبب بزرگ میشمارند.»
[۱۸۸] وَعَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَلَيْهِ السَلَامُ أَنَّهُ قَالَ: نَظَرْتُ إِلَى بَشَّار الشَعِيرِيِّ عَلَيْهِ السَلَامُ وَهُوَ يُنادِي فِي مَدِينَةِ الرَسُولِ -عَزَّ عَزُّهُ- : لَبَّيْكَ يَأَوَّلَ الأَوَّلِينَ لَبَّيْكَ يَا آخِرَ الآخَرِينَ، لَبَّيْكَ يَا جَعْفَرُ فَاِسْتَبْشَعَ أَصْحَابُهُ ذٰلِكَ عَلَيْهِ وَقَالُوا: أَذَعْتَ سرَّ اللّٰهِ بِغَيْرِ أَوَانِهِ وَلَمْ تُؤْمَرْ فَقَالَ: دَعُونِي وَيَحْكُمْ، إِنِّي دَخَلْتُ عَلَى مَوْلَايَ جَعْفَرَ الصَادِقُ -عَزَّ عَزُّهُ- فَوَجَدْتُهُ عَلَى جَنَاحِ نَسْرٍ




