و مولایم، شیخ ابوعبدالله محمد بن الحسین البلدی که خداوند چهرهاش را نورانی و روحش را مقدس گرداند روایت کرده و گفت: ابوالقاسم علی بن الحسین بن عیسی النعمانی برای ما حدیث کرد از شیخ مورد اعتماد، ابی الحسین محمد بن علی الجلّی خداوند از هر دوی ایشان راضی باد که او گفت:
همانا المعنی (ذات الهی)، که یادش بلندمرتبه باد، بود در حالی که نه مکانی بود، نه روزگاری و نه زمانی. سپس او، سبحانه و تعالی، اراده فرمود که آفریدهای را با کمال استادی بیافریند. پس اسمِ أجلّ و اعظمِ خود را از نورِ ذات خویش ابداع فرمود، و آن همان «عقل» است. همان عقلی که عارف و مقصّر و موافق و مخالف، آن را روایت کردهاند:همانا خداوند تعالی نخستین چیزی که آفرید، عقل بود. پس آن را درجایگاه ستوده برپا داشت، سپس از جانب خود با آن سخن گفت و به وسیلهی آن با خود نجوا کرد و به او فرمود: روی آور، پس روی آورد و در حالی که متصل بود بازگشت. سپس به او فرمود: پشت کن، پس پشت کرد. آنگاه فرمود: به عزت و جلالم سوگند، آفریدهای نیافریدم که نزد من از تو محبوبتر باشد، و نه صفتی نزدیکتر به ذاتم از صفت تو. به وسیله تو بر مردمان سخت میگیرم و به وسیله تو عطا میکنم، به وسیله تو پاداش میدهم و به وسیله تو کیفر میکنم.و او همان سرور، «میم» است که تسلیم در برابر اوست. و همانا «عقل» نامیده شد، زیرا که او پناهگاه (معقل) بندگان است و بازگشت




