الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَطِيفُ الخَبِيرُ، لا تَحْوِيهِ الأَقْطَارُ وَهُوَ يَحْوِيهَا وَهُوَ اللَطِيفُ فِي الفِكْرِ الخَبِيرُ الخَفِيُّ فِي الغَيْبِ السَمِيعُ البَصِيرُ".
و با اسناد او از سید رسول -عَزَّ عَزُّهُ- روایت است که به ایشان عرض شد:ای رسول خدا، این کلام شما پیشتر بیان شده و حق است که:همانا نور در احدی تجزیه نمیپذیرد و تقسیم نمیگردد تا به شمارش درآید، در حالی که ما آن را در هر کسی به مقداری میبینیم که تفاوت دارد و درجاتش متفاضل است، و مییابیم که بعضی از آن بر بعضی دیگر فزونی دارد.پس ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود:همانا عدد، مرکز اوست و قسمت، طلوعگاههای اوست و تفرقه، مسکنهای اوست. پس او درظرفِ وسیع و گشاده، وسیع است و درظرفِ تنگ و در مضیقه، تنگ است. آیا ندانستهای که عقل اول که لطیفهاش در عقل دوم پدیدار شد، به وسیله او از خداوند تعقل میشود و به وسیله او خداوند شناخته میشود و به وسیله او به سوی خداوند هدایت حاصل میگردد؟ و همانا اوست واحد قدیم و نور عظیم، رحمان و رحیم، آن شکافته و پدید آمده از نور ذاتِ احد.
پس غیب، باطنِ اوست و او به سبب وحدانیت نور احد، ﴿نَه زاییده و نَه زاده شده است و هیچ همتایی برای او نبوده است﴾. و او همچون "واو" از "هاء" است (اشاره به اسم هُوَ) که اگر دو حرف بگویی، معنایشان یکی است و غیبِ آن دو، "احد" است.




