وَقَوْلُهُ جَلَّ ثَناؤُهُ: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾1. وَلَمَّا أَقَمْنَا الشَوَاهِدَ مِنَ القُرْآنِ فَإِنَّ تَتَبُعَهَا بِمَا قَدْ نَقَلْنَاهُ مِنْ جَوَاهِرِ الأَخْبَارِ وَرَوَيْنَاهُ مِنْ عُيُونِ الآثَارِ حَسْبَمَا قَدَّمْنَاهُ مِنَ الشَوَاهِدِ عَلَى الخِصَالِ الخَمْسِ لِتَقْوَى بِذٰلِكَ النَفْسُ وَيَزْدَادُ بِهِ المُسْتَبْصِرُ مِنَ الهِدَايَةِ وَالأُنْسِ، وَاللّٰهُ تَعَالَى المُوَفِّقُ بِمَعُونَتِهِ إِلَى الصَوَابِ.
و فرمودهٔ او جلّ ثناؤه: (آیا داستان آن کس را که خدا به او پادشاهى داده بود ندانستى که با ابراهیم درباره پروردگارش به محاجّه برخاست؟ آنگاه که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسى است که زنده مىکند و مىمیراند.» اوگفت: «من هم زنده مىکنم و مىمیرانم.» ابراهیم گفت: «همانا خدا خورشید را از خاور برمىآورد، پس تو آن را از باختر برآور.» پس آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت ماند. و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمىکند).
و چون شواهد را از قرآن اقامه کردیم، اکنون آنها را با آنچه از گوهرهای اخبار نقل کرده و از گزیدههای آثار روایت نمودهایم، مطابق با شواهدی که بر خصلتهای پنجگانه پیشتر آوردیم، پی میگیریم تا بدان، نفسْ قوت گیرد و جویای بصیرت را از




