و فرمودهٔ او عزّ و جلّ: (و هیچ کس نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد).
از جمله دلایل در این باب، آن است که سرورم و شیخم ابوالفتح قدّس الله روحه برایم حدیث کرد، گفت: ابوالعباس محمد بن یوسف قاضی از محمد بن جریر طبری برایم حدیث کرد که او روایت نموده است که امیرالمؤمنین که عزتش گرامی باد در حالی که عازم جنگ با خوارج بود، با شِرشیر بن سِوار، دهقانِ ایرانی، روبرو شد. پس مولای ما پس از سخنی طولانی به او فرمود: «ای دهقان، همانا در همین امروز و امشبِ ما، صد هزار تن میمیرند؛ برخی از آنان در خشکی و برخی در دریا، و برخی بر قلههای کوهها و در دلِ درهها، و در ویرانی و آبادی.» سپس با دست خود به سیاهی لشکر اشاره کرد و به سعد بن ابی مَسعَدة حارثی نگریست و فرمود: «و این مرد از آنان است و دارد از ما جاسوسی میکند.» پس سعد بر چهره خود درغلتید و در دم جان داد. و فرمودهٔ او عزّ و جلّ:(همانا خداوند دانای آگاه است). پس اینها پنج خصلت است که خداوند آن را برای خود و نه برای دیگر خلق و آفریدگانش برگزیده است. و کتاب به همین گواهی داده و رسول در کلام خود بر آن دلالت کرده است که او مظهر این صفات، یعنی علی همان پروردگارش است که به سوی او فرامیخواند و همان الاهی است که بر او توکل میکند، و اوست که به آن امور پنجگانه آگاه است.




